شدن
  
 
 
تیر 1385
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
 
آرشیو

آموزش جامع 30 زبان خارجی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
دوشنبه 27 بهمن ماه سال 1382
زندگی را زندگی کن !
زندگی را به تمامی زندگی کن
در دنیا زندگی کن بی آنکه جزیی از آن باشی ،
رهایی کامل و رقصی چنان که رقصنده محو گردد
و تنها رقص به جای بماند .

به زندگی بی کم و کاست آری بگو
شاد باش و شاد باش !
دوباره و دوباره ،
می گویم شادباش!

به کمی سبکسری نیاز داری تا از زندگی لذت ببری
و به  کمی شعور تا از لغزش ها بپرهیزی ،
همین کافی است .

زندگی تنها یک فرصت برای بالیدن است
برای شدن ، برای شکفتن .....

اقتباسی از اوشو

 
یکشنبه 26 بهمن ماه سال 1382
انتخاب ، راهکاری عملی

چه می توانیم بکنیم ، مبحثی نیست که بتوان در یک وب لاگ و با حضور مجازی به آن پرداخت . اما، طرحهایی در دست اجراست که به زودی در همین جا اطلاع خواهم داد .
بررسی آسیب شناسی مشکلات سطوح متفاوتی را در بر می گیرد ؛ جامعه شناختی ، روان شناختی و غیره .
در سطح جامعه شناحتی ارائه راهبردها به سیاستگذاریهای دولت و تغییرات کلان بر میگردد و من بر این باورم که گر چه فرد را نمی توان منفرد از جامعه و محیطش در نظر گرفت و این ها مجموعه ای در هم تنیده هستند . اما ، تغییرات کلان در سطح فرهنگ در دراز مدت و به صورت تدریجی رخ می دهند و نیاز به قدرت اجرایی دارند . دست زدن به ترکیب فرهنگی چنین تنومند نیاز به افرادی توانمند دارد . از این رو ، گمان می کنم ، اگر آماج تغییر ، فرد باشد ، هدفی دست یافتنی تر را انتخاب کرده ایم . و در این میان ناگزیر از تحلیل هستیم . چرایی وضعیت موجود شاید بتواند رهنمونی برای چگونگی فرداهایمان باشد . 
ارمغان دنیای مدرن ، انتخاب ، است . در جزیی ترین برشهای زندگی ، ما ، توانایی انتخاب های متفاوت داریم . شاید زمان آن رسیده که  رها از سلطه ی محیط ، با ارزیابی خطرهای احتمالی و فرصت های نوید بخش ، و به عبارتی با مراقبت از لحظه های انتخاب ، حکمروای خویشتن باشیم . 
بر این باورم ، انتخاب های فردی ما بر سیستم های محیطی که ما با آنها درگیر هستیم ، تاثیراتی مستقیم و غیر مستقیم می گذارد . از این رو ، ما نه تنها باید مسولیت انتخاب را در سطح فردی بپذیریم  ، بلکه ناگزیر هستیم تا مسئولیت تاثیر این انتخاب های شخصی را در محیط اطرافمان نیز بپذیریم .
به عنوان مثال ، اگر امروز و در این لحظه من سیگاری را روشن کنم ، احتمال این که دوستان خود را نیز سیگاری کنم ، افزایش می یابد و مثلا اگر من با مجموعه ای ۲۰ نقری از آدمها درگیر باشم ، ۲۰ نفر را در معرض سیگار قرار داده ام . 
از این رو ، با نهادینه شدن این روند ، ارزیابی خطرات احتمالی و تاثیراتی که انتخاب های شخصی بر محیط می گذارد ، هر لحظه می تواند به لحظه ی سرنوشت ساز بدل شود و به قول مریم به لحظه ی مورد نظر !!!در این لحظه ی سرنوشت ساز - مورد نظر !- اوضاع و احوالی فرد بدانجا کشیده می شود که عادت های جاری و آشنا به تمامی زیر پرسش می رود و راهبردهای متفاوتی در پیش روی وی  قرار می گیرد و فضای احتمالات گشوده می شود . با کشف احتمال ، موقعیت هایی که بسته و از پیش تعیین شده به نظر می رسیدند ، بار دیگر پذیرا و باز می شوند .
و این چنین است که زندگی ، پیوستاری از لحظات سرنوشت ساز است و فضای پیش روی ما آبستن تمام امکانات ........


 
شنبه 25 بهمن ماه سال 1382
به بهانه ی ولنتاین

به آدم ها علاقه ی بسیار دارم . و همیشه خیره به چهره ها از کنارشان می گذرم و گاه ، نگاه غریبه ای روزها در ذهنم باقی می ماند ……
این روزها ، دختران* با پوستهای تیره ، چشمان تیله ای هفت رنگ خالی از نگاه ، پشتهایی خمیده و شانه هایی که انگار حقارت سالها را بر دوش می کشند ، خود را در زیر خرواری از بزک و لباسهایی تنگ محصور می کنند . همه چیز ساختگی است ، تمام اجزای بدن ، دست کم یک بار از زیر تیغ جراحی گذشته است ، لبهایی قلوه ای که مد این روزهاست ، سینه های بر آمده و شکمی صاف و کمری باریک ، ماکتی از زنان هالیوود و بالیوود که تکنولوژی امروز میلیونها نفر از آنها را تکثیر کرده است .
این روزها ، پسران با ابروهای نازک ، موهای بلند ، بینی سربالا با گیتاری بر شانه های ستبرشان در خیابانها پرسه می زنند . پسران خمار و نعشه (نئشه ؟!) به مدد آندروژن همگی ورزشکارند و عضلات بازوهایشان در آستین لباس نمی گنجد . اما ، با این حجم از عضله به تلنگری بر زمین می افتند !!! این است مرد امروز که می خواهد آینده ساز فردا باشد . تردید ندارم که اینان ، در چشم برهم زدنی دیروزهای ساخته شده را نیز بر باد می دهند .
این روزها ، دختران و پسران ، همگی روشنفکر هستند و تحصیلکرده ی دانشگاه ، دود می کنند و مشروب می خورند تا روح شاملو و صادق هدایت در آنها حلول کند . همگی از سیاست می گویند و چلچراغ می خوانند و گه گاه شرق هم می خرند . و حتی تا همین چند روز پیش ، در صف هم می ایستادند تا جشنواره بروند و از دنیای سینما عقب نمانند .
این روزها ، دختر و پسر روابط آزاد جنسی را می خواهند و اتفاقا جنبه اش را هم دارند ! . حسادت دخترانه جایش را به رقابت داده است . غیرت مردانه نیز کهنه واژه ای است و پسران توافق می کنند تا دوست دختر مشترکی داشته باشند . دخترک هم همین را می خواهد تا افتخار کند به این رقابت و احساس پیروزی می کند .
این روزها ، رقابت بر سر جهاز و شیربها نیست ، که تعداد ماشین های آخرین مدل ، ویلاها و خانه ها اهمیتی ویژه دارند . تعداد خواستگاران را به رخ نمی کشند که جنین های سقط شده را باید شمرد . این روزها شیوه ی خواستگاری اتو زدن است و شب زفاف به سادگی در همان اتو برگزار می شود . دیگر کسی رخت نمی شوید و آشپزی نمی کند ، اسکی می روند و گه گاه سری هم به باشگاه بیلیارد می زنند و سالنهای زیبایی اندام و کلاسهای رقص مملو از دختران هنرمند و ورزشکار است !! .
این روزها ، عاشق می شوند و ولنتاین را گرامی می دارند . بیش از هر کس دیگری را دوست دارند و از خود متنفرند .
این روزها ، دختران و  پسران به بلوغ فکری رسیده اند ، دیگر وابسته نیستند که دختران چسبنده هستند و پسران بی تفاوت ….گاهی هم برعکس . و شاید هر دو بی تفاوت ، اما بازیگرانی حرفه ای !!!
این روزها ، زن تشنه ی قدرت است و قدرتش را در تحقیر مرد می جوید .زن بر شانه های مرد ضعیف می ایستد و ادعای قدرت می کند . گر چه گاهی هم بر زیر شکم مرد قوی احساس قدرت می کند !! و حاصل این همه تاکید بر محوریت هستی زن به عنوان موجودی جنسی است .
صریحا می گویم که امروز این گونه است که بیش از نیمی از عمر زنان در حسرت زیبایی و نیمی دیگر در حسادت می گذرد . این ها را می گویم ، چون خودم یک دخترم و می دانم در این دنیای لبریز از حقارت و اضطراب چه می گذرد .
حالت به هم خورد !!! داری بالا می آری !!!!
این روزها ، دم از حق انتخاب می زنند ، در حالی که هیچ آمار رسمی و دقیقی از آسیبهای اجتماعی اعلام نمی کنند تا واقعیت را در هاله ای از ابهام قراد دهند تا نهفمیم و ندانیم که سن فحشا برای دختران زیر 15 سال است . نفهمیم و ندانیم ، 4 میلیون نفر در این جا معتادند و 80 % مواد مخدر اروپا از ایران ترانزیت می شود و این در حالی است که قطعا مافیای اعتیاد در ایران دولتی است . ایران روزانه نیاز به تولید 14 تن تریاک دارد و سود آن سالانه 4 میلیارد دلار است و کدام پول پرستی است که از خیر این پول بگذرد !!
این روزها ، آقایان و آقازاده ها ، در زیر پرچم مردم مداری – دینی!! ، نبض بازار مرگبار اعتیاد را در دست دارند و هیچ نعمتی برای ایشان بهتر از اعتیاد من و تو و بی عملی ما نیست تا خواب این شیفتگان قدرت هرگز آشفته نشود . و این همه در حالی است که ادعای جوان – محوری دارند !!!
این روزها ……

* در جای جای متن .که به دختران و پسران اشاره می کنم ، منظور اکثریت است .


   1      2      3      4      5    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 83726


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها