| |
| پنجشنبه 31 اردیبهشت ماه سال 1383 |
| هستم من هنوز |
دو هفته شد! کارهای دانشگاه رو انجام دادم … امتحان ها هم خوب شد …نمره ی ناتمام ترم پیش هم به کمک دوست نازنینم تمام شد … همه چیز راحت تر از اون چیزی بود که فکر می کردم .. بی دلیل و بی سبب سخت می گیرم من … اون قدر دوست دارم یک کاری رو خوب انجام بدم که اصلا انجامش نمی دم … این قدر تپه های کوجولو رو بلند فرض می کنم که انگار نباید بهش رسید اما این دو هفته به ناچار دست از سر این کمال گرایی افراطی برداشتم و چه خوب شد … بعد از این همه سال ، زندگی و مردگی تازه فهمیدم که تپه تپه است جانا !! …. چرا بلندش می کنی ! یا چرا زیادی کوتاهش می کنی ........این دو هفته توفیق اجباری خودکاوی نصیبم شد و اندکی از خودم بیشتر سر در آوردم !! ….. یکی از گره هایم ارزیابی اغراق آمیز بود !! ……عینک واقع بینی من اندکی تا قسمتی تار است …. بذار یه مثال کوچولو بزنم !! همیشه هر سر دنیا باشم فکر می کنم 7 تا 8 دقیقه می رسم اون سر دنیا !! دوست نازنینم همیشه منتظرم می مونه !! حتی یه دفعه 45 دقیقه سبز شد !! به گمانم با شهرداری قرارداد بسته!! …….. قرار شد برام ساعت بخره ….اما اشکال از ساعت نیست ! این منم که در برآورد زمان و مکان و هر چیز برآوردنی مشکل دارم !!
بودنی عاشقانه این روزها یه مهمون دوست داشتنی دارم … بیشتر از هر کس دیگری دوستش دارم ….. دیشب پیشش خوابیدم و کلی خوش گذشت ! … امروز صبح با هم بلند شدیم …. برایش چای داغ ریختم …جگر را سیخ کردم و باهم خوردیم و خندیدم …. آفتابک حسودی می کرد …..پنجره رو باز کردم و در گوش نسیم همه چیز را گفتم … از دوست داشتن ها و لحظه های خوش این روزها و نگرانی که گه گاه از پایان این خوشی ها به سراغم میاد … به هر حال می دانم که هر آغازی را پایانی است اما به پایان نمی اندیشم ….. در نهر حضور تو جاری می شوم و خود را به زورق سبز عشق می سپرم ، شاید در بالادستها و دوردستها این آب به دریایی بریزد …آبی و آرام .. وحشی و طوفانی ….. دریای رویایی من ….. |
|
| |
| جمعه 18 اردیبهشت ماه سال 1383 |
| آنچه بر من گذشت |
پرده ی اول : دوران پر مشقت تحصیلات تکمیلی تا اونجا که یادمه دوسال پیش ، کارشناسی رو تموم کردم .... اما نمی دونم چرا توهم نقصان برم داشت .... راه افتادم دنبال تکمیلش و حالا داره کامل می شه ..... و در حال حاضر ترم سه هستم .... گر چه ۱۴ واحد دارم اما انگار کل ۲۸ واحد رو با هم گرفتم .... تمام نمره های ترم پیش ناتمام است .... کار از دقیقه ی نود گذشته و به وقت اضافه کشیده .... و این ناتمامی باید تا دو هفته دیگه تموم بشه .... گر چه هنوز هیچ ننوشتم اما نگران نیستم ... بالاخره کم یا زیاد می نویسم .....
پرده ی دوم : هویت معلمی من تمام برنامه رو جوری ردیف کرده بودم که شروع ترم بهار همزمان با روز معلم بشه .... کلی دلم رو با خیال کادوها صابون زده بودم.... می خواستم ماشین ببرم که تویه حمل و نقل هدیه ها مشکلی ایجاد نشه ....آخه دوست نداشتم تو خیابون تابلو بشم با یه بغل کادو ..... اما دریغ از یه شاخه گل ... انگار تعریف معلم به هدیه ی روز معلم است ..... و از ۱۲ اردی بهشت تا حالا دچار بحران هویت شغلی ام..... من الان چی کاره هستم ؟؟؟
پرده ی سوم : فریب در کانون ماجرای من و کانون گر چه مدتهاست تمام شده اما تراژدی خورشید همچنان ادامه دارد ...تراژدی شخصیت زدایی ..... می گفتند دانشگاه هنجار است و ازدواج هم سازو کار هنجارسازی است ... و اگر تن به هنجار دهی ، هیچ نمی فهمی ..... اما قصه ی تحقیرها و انگ های ناتوانی به همین جا ختم نمی شود .... اگر عاشق باشی ، به تله ی رمانتیک گرفتار شدی .... اگر دوست دخترت با دیگری رابطه ی جنسی دارد ، نباید اعتراض کنی که در این صورت در بندهای حسادت و مالکیت اسیر شده ای .... اگر دین داری و مذهب باز هم هیچ نیستی و اساسا تو تفاله ی هنجاری مگر این که تن به هویت کانونی دهی ..... در اینجا می توانی معنا یابی ، اما به بهایی گزاف، بهای آن فروپاشی تمامیت و زوال خوی انسانی در توست ....رفتارهای انسانی ات همگی تله هستند و مانع آزادی ات .... و البته آزادی یعنی ؛ حل شدن در خورشید !!...... تو در زیر پتک منطقی پوک نقدناپذیر اینجا و شرطی شدن های پی در پی خرد خواهی شد ..... همه ی هستی تو آیه ی تاریکی خواهد بود که تا همیشه تناقض بین من انسانی و من کانونی ات را تکرار خواهد کرد ..... من فریب خوردم ، تو نیز شاید در فریب باشی ... تمام زشتیهای بیرون در اینجا با بوی گندی مضاعف به مشامت خواهد رسید .... توانمندی لافی گزاف اما متاعی پرطرفدار ... همان که به سودایش همه چیزت را می بازی ...... بهسازی فرهنگ ، آرمانی جسورانه اما مدفون شده در زیر گامهای سنگین قدرت ......
پرده ی چهارم : نت آرامش پیشتر ها گفته بودم که حضورت نوید شکفتن مریمی سپید است .....و من در آغاز فصل شکوفایی خویش ، آرام تر از همیشه به شکار لحظه های شکفتن می روم .....آهسته اما پر توان ، با کوله باری از مهربانی و لطافت به سوی تو می آیم ...
رقص چالاک باران سرانگشتان بی تاب ات مرا نواخت و ضربه های دل با موسیقی نگاهت آمیخت و آنگاه سمفونی ما در انتزاع رویای نقره ای عدم بر عرصه ی بی نور سکوت تابید حامد ـ م |
|
| |
| چهارشنبه 9 اردیبهشت ماه سال 1383 |
| سلطه جویی / پذیری یک روی دو سکه ! |
دیروز با بر و بچه ها تصمیم گرفتیم بریم سینما . سارا و دوست پسرش - علی - بعد از کلی مشورت تصمیم گرفتند که همراه ما باشن ..... سارا طبق معمول مریض بود و اخمهاش در هم ... پسرک بینوا هم زیر بازوی خانوم رو گرفته بود که عش نکنن .... بیچاره همیشه در رکاب خانوم است و آماده به خدمت . هر چی نظر دوستم را پرسیدم که چی دوست داری ببینی ، گفت هر چی علی بگه . علی آقا هم که حسابی با تعارف های مصنوعی سارا خر کیف شده بود ، بادی به غبغب انداخت و پیشنهاد فیلم بوتیک را داد و رفتیم سینما . بعد از فیلم ، سارا مثل همیشه عصبانی بود و شروع کرد به جر و بحث کردن و غر زدن که چه فیلم مزخزفی بود و ....... علی آقا هم کیلو کیلو نازهای خانوم رو می خریدند و همین طور قربون صدقه می رفتند . منم مونده بودم که این دیگه چه وضعیه --- ای بابا آخه پسره ی ساده یکی بزن تو سرش آدم بشه !! ---..راستش دیگه طاقت نیاوردم ، و از اونجا که خشونتم بهفمی نفهمی بالاست ، به دخترک توپیدم اساسی !! - آخه نازکردن هم حدی داره .... از اول نظر تو نمی گی که حالا غر بزنی ....هالو گیر آوردی دیگه ..... تا کی می خوای با این لوس بازی ها افسار آقا رو دستت بگیری .... رم می کنه بیچاره !!!! بقیه ی ماجرا باشه برای بعد ....
رفتار سلطه پذیر رفتاری است که برای بسیاری از مردم جذابیت دارد . سلطه پذیری راهی برای اجتناب ، به تعویق انداختن کشمکش و تعارضی است که فرد سطله پذیر از آن می هراسد . گر چه به ظاهر سلطه پذیری شیوه ای ضعیف به نظر می رسد اما سلطه پذیران راحت تر از سطله جویان دیگری را کنترل می کنند . شیره مالیدن بر سر دیگران ، لوس کردن خود و تظاهر به عذاب کشیدن از شیوه های رایجی است که سلطه پذیران از آن به وفور سود می جویند . با این همه ، سلطه پذیری راه خوبی برای جلب حمایت دیگری است . اغلب سلطه پذیران به خاطر از خودگذشتگی ، جوانمردی ، باقی گذاشتن پلی برای بازگشت مورد تحسین واقع می شوند . فرد سلطه پذیر به راحتی رفتار دیگران را کنترل می کند و آنچه می خواهد را به راحتی به دست می آورد . به عبارتی هر سلطه پذیری ، سلطه جویی است که شیوه اش برای تسلط بر دیگری رفتار سلطه جویانه است . |
|