شدن
  
 
 
تیر 1385
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
 
آرشیو

خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
شنبه 28 آذر ماه سال 1383
بختکی بر جان من افتاده!
می گویند ؛اگر می خواهی یک روز شاد باشی به گردش برو ................اگر می خواهی یک ماه شاد باشی ازدواج کن ...........اگر می خواهی یک سال شاد باشی منتظر ارثی کلان باش..........اگر می خواهی یک عمر شاد باشی شغلت را دوست بدار و با علاقه آن را انتخاب کن !!!! .............................مدتی طولانی است نمی نویسم ، نه فقط در اینجا ،در جاهای دیگری هم که باید می نوشتم هم ........یک ماه و نیم پیش که تدریس در دبیرستان بهم پیشنهاد شد ، خیلی خوشحال شدم . احساس می کردم شاید این همان کاری باشد که دوستش دارم و درآمدش هم شاید بد نباشد ، اما .....حالا ، دوستش ندارم ، شاید همان روان شناس و مشاور بی مصرف می بودم بهتر از معلمی بود ، اگر چه با همه ی علاقه ام به دانش روان شناسی ، به روان شناسی هم اعتقاد چندانی ندارم و حالا من ماندم با کاری که به ناچار تا خرداد ماه گریبانم را گرفته ، نه کار برایم جذابیتی دارد و نه حقوقش آن قدر دندان گیر است که نبود علاقه را جبران کند . از اینها که بگذریم ، همین بس که فرصت نوشتن را ازم گرفته و شاید همین باشد که این چنین آزارم می دهد . این لوح سفید تنها دلخوشی من است ....همان که می توان در او بی پروا به خویشتن نزدیکترین بود و از دل نوشت ، حتی اگر بر دل ننشیند !!.......به هر حال ، من اینجا هستم ، با این ولنگاری بدخیم .......

 
چهارشنبه 18 آذر ماه سال 1383
خوانش نور !
عشق ورزیدن بر زبان آوردن آن است . عشق یعنی خواندن کتاب دل دیگری،تا آن را همانگونه که می ستانیم هدیه کنیم . قلب ، نقشه ی گنجی است که می گسترانیم و با صدای بلند می خوانیم .گاه آنچه که در چهره ای به نگارش آمده ، چیزی بیش از متون شعرای هفت گانه است ، و من هنگامی که به صورتی چشم می دوزم ، سعی دارم تمام سطور آن حتی زیرنوشتهایش را بخوانم .همچنان که در مه و ابر می لغزم ، در رخساره ها غرق می شوم تا شاید ببینم دیگری را . .....اما اگر بعضی را رغبت خواندن سیمای دیوانگان نیست ، به دلیل ناکافی بودن بصیرت و فهم ادراک آنهاست ...آنها کتابهایی ناگشوده اند . یک مادر ، در چشمان فرزندش ، همه چیز را می خواند ، قرار گرفتن در تیر رس نگاه یک نوزاد کافی است تا بدانیم که چگونه انسان کوچک از سیمای ما ، موفق به خواندنمان می شود . چون خواننده های بزرگ و حرفه ای ، سیمای مخاطب خود را می بلعند!........واقعه ای پرشرر میان دو نفر که به هم علاقمندند ، خواندن یکی توسط دیگری است . ......* * برگزیده ای کتاب فروغ هستی ، کریستاین بوبن ، با اندکی تغییر !

 
شنبه 14 آذر ماه سال 1383
بحران!
شلوار برمودا با پاچه های کوتاه مد شده *، رنگ نارنجی هم به وفور دیده می شه ، موهای ژل زده و روغنی کثیف هم نوعی دیگر از مد امروزه ، پسر موبلند با یه گیتار رویه دوشش هم با مد فاصله ی چندانی نداره ، سیگار کشیدن و غصه خوردن هم که همیشه مد بوده و هست ، قهر کردن و طلاق گرفتن و جدا شدن که اگه نکنی کلا از مرحله پرتی ، روزمره شدن و دغدغه ی روزمره شدن هم که مده ، اما از همه امروزی تر بحران است ..بحران، مد این روزهاست ..بحران مالی ، بحران آب ، بحران روحی ، بحران مسکن ، بحران معنا ، بحران وجودی ، و ترکیبهای دیگری از بحران، ….اما از همه بحرانی تر ، بحران ارتباط ، بحران تربیت و بحران آموزش است …. که اتفاقا چه ساده از کنارش می گذریم …. *این دست نوشته ی ناپخته رو تویه تیکه کاغذهای بی تاریخ پیدا کردم شاید برای تابستان باشد،یه کمی از مد زمستون عقبه !

   1      2    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 83741


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها