شدن
  
 
 
تیر 1385
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
 
آرشیو

جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
پنجشنبه 29 بهمن ماه سال 1383
ادراک نوجوانی (۲)
روان شناسان بر این باورند که در دوران نوجوانی ، سوالهایی بی شمار به ذهن نوجوان هجوم می آورد. سوالهایی مثل ، من کیستم ؟ به کجا می روم ؟ و …..- پرسش من اینجاست که آیا در جامعه ی ما نیز این پرسشها در سنین ۱۲ تا ۱۸ سالگی برای نوجوان مطرح می شود؟
ممکن است فرد به رونوشتی از پاسخهای والدین و جامعه اکتفا کند ، و یا روزها و ماهها با خود درگیر شده و بسیاری از آزموده ها را دوباره بیازماید تا خود ، راه خویش را از پس راهها و بیراهه ها برگزیند و چارچوب اندیشه ها و معیارهای انتخابش را خود طراحی کند . گذر موفقیت آمیز ، رسیدن به پاسخ این سوالات است و نه شیوه ی رسیدن به آن .اما ، چرا بعضی افراد نمی توانند پاسخی برای سوالهای خویش بیابند؟

چرا بسیاری از آسیبهای اجتماعی درست در همین دوره ، گریبانگیر فرد می شود؟
بسیاری بحران نوجوانی را به تغییرات جسمانی و به زعم من ، تحول هورمونی ، نسبت می دهند. گر چه ، برداشت و چگونگی این تغییرات در افراد متفاوت است . با این همه ، به نظر می رسد ، تقلیل علت بروز بحران به سطح فیزیولوژیک چندان قانع کننده نباشد ....
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
گر چه به بسیاری از اتفاقات اجتماعی و متاسف کننده ، در اینجا نپرداخته ام و سخنی نگفته ام ، مثل زلزله ی تسونامی یا حوادث برف در گیلان و حتی سالگرد بم و ...، اما در مقابل حادثه ی مسجد ارگ نمی توانم خاموش بمانم ، شاید به این دلیل که احساس می کنم ، از کنار مرگ این عزیزان ، آقایان اریکه نشین بسیار ساده گذشتند و آنگاه مرگ دو فلسطینی را تنها برای استفاده ی تبلیغاتی در بوق و کرنا می کنند ..... بگذریم از این دنیای سیاست ... آری ، نور ماه پرده ای ماند خوفناک که محتضران را در برگرفته که مرگ بر خود می لرزد و حتی مردگان نیز .....


می روی تا نان بخری
چون باز می گردی
دندانهایت را گم کرده ای
می روی آب بیاوری
چون بازمی گردی
ترا با امعائت دزدیده اند
می روی تا سیب بخری
چون با سیب بازمی گردی
زنت را گم می کنی
و او را پاره پاره پشت سر می گذاری
بر دروازه ی مسجدی
که باران آتش آن را ویران می کند
و می روی تا نماز گذاری
و
دیگر باز نمی گردی !*


*این شعر اقتباسی است از کتاب در بند کردن رنگین کمان ، که تغییراتی به دلخواه در آن دادم ....

 
چهارشنبه 28 بهمن ماه سال 1383
ادراک نوجوانی
بسیاری دوران نوجوانی را با نام بلوغ می شناسند و گاهی دوران بلوغ را دوران سرکشی نیز نامیده اند ، دورانی پر از تنش و تشویش .
اما ، آیا همه ی نوجوانان این دوران را نوعی بحران تلقی می کنند ؟
بسیاری از دوستان من ، نوجوانی را نیز مثل دیگر دوره ها و مراحل زندگی طی کردند و در دوران جوانی هم شخصیتی منسجم دارند .
حال ، این پرسش مطرح می شود ، که چگونگی گذر از این مراحل به چه عوامل فردی و اجتماعی بستگی دارد ؟

 
سه شنبه 13 بهمن ماه سال 1383
ادامه ی روان شناسی آدلر
احساس حقارت و عقده ی حقارت دو اصطلاح مشهور در روان شناسی فردی هستند که در محاوره های روزمره و عامیانه نیز به کار می روند .
طبق نظر آدلر ، احساس حقارت یکی از واقعیتهای زندگی بشر می باشد . اهمیت ان از این جهت است که با سرشت آدمی آمیخته است . انسان، در برابر طبیعت تنها موجودی است که فاقد کلیه ی وسائل دفاع طبیعی است .
احساس حقارت به خودی خود حالتی مرضی و بیمارگون و مختص افراد خاصی نیست و همه ی افراد بشر چنین احساسی را تجربه می کنند . با مشاهده ی ضعف و ناتوانی کودک درمی یابیم که شروع هر زندگی مملو از احساس حقارت و خودکم بینی است .
اما ، با وجود حضور آن در کلیه ی افراد بشر تنها در بعضی موارد منجر به بروز عقده ی حقارت می شود و آنچه موجب بروز اختلالات روانی می شود نه احساس حقارت که عقده ی حقارت است .
1- نقص عضو: آدلر در کتاب مطالعه درباره ی اعضا (1907) خاطر نشان می سازد که نقص عضو می تواند نقطه ی آغاز عقده ی حقارت باشد . این کودکان از همان ابتدا در می یابند که در مقایسه با کودکان دیگر توانایی های کمتری دارند. این افراد خود را سربار اجتماع می دانند و رویکردی خصمانه به دنیا دارند. گر چه ممکن است نقص عضو ناچیز باشد اما چگونگی برداشت کودک و اهمیت آن از دید کودک مهم است . چه بسا نقص عضوهای ناچیز منجر به اختلالات روانی بزرگ شده اند .
2- وضعیت خانوادگی : آدلر همواره خاطر نشان ساخته است که فقر اقتصادی منجر به بدبینی و احساس حقارت می شود . علاوه بر آن ، اگر کودک به دلیل نازپرورده بودن و یا نادیده گرفته شدن ، امکان غلبه بر احساس حقارت را در جهت تعاون و همکاری با دیگران نداشته باشد ، این احساس تبدیل به عقده ی حقارت می شود.
3- اختلافات زن و مرد : روان شناسی فردی ، تقدم مرد را که باقی مانده ی تمدن مردسالارانه است رد می کند . به نظر آدلر ، یک زن نمی تواند در دنیایی که توسط مردان تعریف و تعیین می شود خود را با نقش زنانه اش تطبیق دهد . در چنین شرایطی زن با احساسی خصمانه به اعتراضی مردانه روی می آورد و این اعتراض تا آنجا پیش می رود که در نهایت هر زن فریاد برمی آورد که “من می خواهم مردکاملی باشم” .
حال این سوال مطرح می شود که چگونه با وجود احساس حقارت، تعادل روانی در فرد ایجاد می شود ؟ در شرایط مناسب تربیتی ، کودک با استفاده از مکانیسم جبران ، بر احساس حقارت خود غلبه می کند . هدف مکانیسم جبران ، درست نقطه ی مقابل احساس حقارت است . فرد در جهت برقراری تعادل و جبران احساس حقارت خویش هدفی را برمیگزیند و تمامی تلاشهای زندگی او معطوف به این هدف می باشد .

   1      2    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 83719


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها