شدن
  
 
 
تیر 1385
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
 
آرشیو

مستر بین Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
سه شنبه 21 تیر ماه سال 1384
کفشهای راحت بزرگترها و خواسته های من!
به هر حال ، من که مثل مصباح منتظر امام خمینی نبودم و برایم فرقی نمی کند کدام یک بر سر مسند نشیند!!
من به عنوان شهروند ، می خواهم دست کم خیالم راحت باشد ، غذایی که می خورم نه گوشت خر است و نه گوشت الاغ !! نه سرطان می آورد و نه هزار درد و مرض دیگر !!می خواهم بدون آنکه دغدغه ی افزایش یک قرون دو زار حقوق سر ماه را داشته باشم ، فکر کنم ، بخوانم و بنویسم . من دیگر مثل پیشنیان روشنفکر خود بر این باور نیستم که باید درد کشید تا چیز فهمید چرا در سال 1330 . آمریکاییهایی که حجه الاسلام ها مفسد فی الارضش می خوانند ، فهمیده بودند که باید علم تولید کرد ، باید حقوق نویسنده ها از هر کسی بیشتر باشد ، اما اینها هنوز نفهمیده اند !! البته فهمیده اند و به روی خود نمی آورند وگرنه حقوق مفت به حوزه ی علمیه نمی دادند!!
من می خواهم ، در دانشگاه ، به جای تلف کردن وقت من و امثال من ، به راستی علم روز دنیا را بیاموزم نه تفاله های ذهنی پنجاه سال پیش دانشمندان را!!
چرا انها آموزش و پرورش درست و حسابی دارند و برای ما هنوز ارسطویی است!!
اما از هر چه بگذریم ، سخن دوست خوشتر است ، رنیس جمهور !!چه اسلامی هستی و چه نیستی ، من و ما درآمد مکفی و زندگی راحت می خواهیم!! دانشگاه درست و حسابی و استاد باسواد می خواهیم ، اصلا خوراک جانمان با تو ، خوراک روحمان با خودمان !!
به هر حال ،کارزار انتخاباتی فرصت خوبی شد تا مافیای قدرت و ثروت و قاچاق ،دست خود را رو کنند.
به هر حال، پایان شب سیه به نظر نمی رسد که سپید باشد!!!!!
نظر تو چیه؟؟
نترس !!بپوشش تو هم ! کفشاش راحته !!

 
یکشنبه 19 تیر ماه سال 1384
سرانجام اصلاح طلبان چه می شود؟
به هر حال ،‏آقایان و آقازاده ها می دانند که چگونه می توان احساسات مردم را تحریک کرد.
نمایش برنامه های مخالفان حکومتی ماهواره در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران یکی از ترفندهایی بود که برای به راه انداختن جریان مقاومت منفی کارگر افتاد . فیلم هاشمی قبل از دور انتخابات با آن مناجات نامه اش ، احمدی نژاد با آن چهره ی مظلوم و رجایی بازی اش ، همگی احساسات مردم را برانگیختند و دقیقا به همین دلیل مردم ایران هر بار ، حماسه و شگفتی می آفرینند!!
نکته اینجاست که احمدی نژاد یادش باشد ، مردم او را منجی می دانند و اگر بخواهد با تندروی، پرونده انرژی هسته ای را با سرعت هر چه تمامتر روانه ی شورای امنیت کند و داغ پیوستن به تجارت جهانی را بر دل مردم بگذارد ، مردم بسیار زودتر از آنچه که از خاتمی دلسرد شدند از او روی برخواهند گرفت.
البته امیدواریم که برای حل کوتاه مدت مشکل اقتصادی و دل کسی را به دست اوردن ، یکهو از ذخیره ی ارزی برداشت نکند و نقدینگی را روانه ی بازار نکند که دیگر نمی شود جلوی افزایش نرخ تورم را گرفت و دوباره در چهار سال بعد باید به انتظار حماسه ای دیگر بود!!
( می دانم لابد این یارو که رئیس جمهور شده بیشتر از من حالیش می شه ، اما گفتم که می خوام پا تو کفش بزرگترها کنم !)
اما ، جریان اصلاح طلب چه می شود؟
ادامه دارد هنوز!

 
جمعه 17 تیر ماه سال 1384
چرا تموم نمی شه این تحلیل!!
به هر حال ، او برای شناساندن چهره ی خود از نامی آشنا سود جست ، نامی که حسن شهرت داشت . احمدی نژاد برخلاف تصور ،آن قدر ها هم بی ریا نبود که خود ادعایش را داشت . در پوسترهای تبلیغاتی ، چهره ی رجایی و خودش را در کنار هم قرار داد و در زیر آن نوشت که شباهت اتفاقی نیست . احمدی نژاد خوب می دانست که مردم ایران بیشتر از آنکه بیندیشند ، هیجان زده می شوند و اتفاقا هیجان را دوست دارند و شاید باور کنند که شباهتها غیر از ژنتیک ، عامل دیگری هم دارد. از این رو ، او با تبلیغات پوپولیستی ،نقطه ضعف رقیب را تا حد ممکن بزرگتر کرد و در دید همگان قرار داد و هرگز نگفت که چگونه با چه برنامه ای می خواهد ، با فقر مبارزه کند.
اما ، احمدی نژاد آری و رفسنجانی نه ، به غیر از شعارهای پوپولیستی اش ، دلیل دیگری هم داشت . در هفته ی دوم ، بسیاری بر این باور بودند که آرای معین و کروبی به نفع هاشمی به صندوق سرازیر می شود و هاشمی چون مار کبری خوش خط و خال با نی ای که نواخته خواهد شد ، سربلند از صندوق بیرون خواهد آمد . اما ،چنین نشد ، چرا؟
احمدی نژاد همان طور که گفتم چهره ای ناشناخته بود . بسیاری به اشتباه ، هاشمی را نماینده ی حکومت می دانستند و در مقابل ،احمدی نژاد از خود چهره ای مستقل از جناحها ، مردمی و عملگرا ساخت . حتی ، باز هم با دست گرفتن نقطه ضعف رقیب ، یعنی ، اخوند بودن ، تحصیلات دانشگاهی خود را به رخ کشید و عده ای را هم این گونه جلب کرد.
اما ، حکومت و خصوصا این مصباح ، نباید در تحلیل آرای مردم عجولانه و به اشتباه عمل کنند و یادشان باشد که هر کسی از ظن خود شد بار او!!
بسیاری به احمدنژاد رای دادند چون او را چهره ای تازه می دانستند و در مقابل از هاشمی دلخوشی نداشتند و اتفاقا موافق حکومت هم نبودند. عده ای دیگر ، کاری به حکومت اسلامی و غیره ندارند ، هر کس بتواند نانی دهد ، قدمش سر چشم !! نان و امنیت می خواهند ، آنها از برنامه ی حساب شده و علمی هاشمی ،سهام برای هر خانوار ، سر در نیاوردند وگرنه حتما به او رای می دادند!
بسیاری هم که حوصله شان از هاشمی سر رفته بود ، اساسا برنامه هایش را نگاه نکردند و چشم بسته به شهردار رای دادند تا شاید دمی تازه در جانها بدمد! و امیدوارم که زهی خیال باطل نباشد!
یادمان هم باشد که ملت ما همیشه به دنبال منجی است تا به فوتی ، گره از کار فرو بسته شان بگشاید . ملت ایران ، حوصله ی روند کند اصلاحات را ندارد و خوش گذرانتر و راحت طلب تر از انست که از نیازهای اولیه ی خود بگذرد و به حقوق بشر ، شیرین عبادی و اکبر گنجی بیندیشد.مگر چند نفر می دانند که بر سر زندانیان سیاسی چه می آید ؟

خودم خسته شدم !! اما هنوز ادامه داره!!

   1      2      3    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 83731


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها